نمایشگاه امسال

امروز روز سختی بود. با برنامه ریزی قبلی (منظورم یک روز قبلش بود) تصمیم رفتن به نمایشگاه کتاب گرفتیم. از زحمت گرفتن مینیبوس که بگذریم ، تاخیر بعضی دوستان کمی خاطرم را آزرده کرد ، اما هر چه بود وظیفه بخوبی انجام شد و به سمت نمایشگاه رفتیم. نمایشگاه امسال اصلا مثل سال گذشته و سالهای گذشته نبود ، در سالهای گذشته یکی از بهترین و داغترین غرفه ها ، غرفۀ مطبوعات بود که در نمایشگاه امسال نبودن غرفۀ مطبوعات از ضعفهای بزرگ شمرده میشد.محیط غرفه های کتب دانشگاهی بشکلی بود که هیچ حالت جذب کننده ای وجود نداشت ، نور کم و هوای همراه با خاک ، فضا را بنحوی جلوه میداد که انتظار تمام شده غرفه را میکشیدی.

زمان گشت گذارمان در نمایشگاه امسال کم بود ، فرصت نشد که تمامی انتشارات داخلی را ببینیم و فقط فرصت بازدید نیمی از آنها مهیا شد ، اما محیط غرفۀ انتشارات داخلی خوب و پر نور بود و مثل همیشه هم شلوغ. چند کتابی هم که در نمایشگاه کتاب امسال گرفتم ، از همین غرفه بود که بهترین آنها کتاب جدید دکتر سروش بنام ادب قدرت و ادب عدالت بود. یادم است که پارسال نیز آخرین کتاب دکتر سروش یعنی ، از شریعتی را از انتشارات صراط گرفتم که بسیار کتاب عالی و پرمحتوایی بود.

برنامه های اندک جنبی نمایشگاه هم بنوبۀ خود جالب و دیدنی بود ، مخصوصا برنامۀ نقالی که به نقل داستان رستم و تهمینه میپرداخت.

سخن در باب نمایشگاه کتاب امسال فراوان است ، اما حوصله اندک، انشاءالله بقیۀ نقد خود از نمایشگاه را پس از بازدید بعدی در روزهای آتی مینگارم.