مفهوم طبقه


در جلسۀ پرس و پاسخی که هفتۀ قبل توسط بسیج دانشجویی میان دکتر تاجزاده و دکتر کچوییان صورت گرفت به نکات جالبی اشاره شد که سعی دارم در پست یا شاید پستهای بعدی به چند مورد از آنها بپردازم

مفهوم طبقه در علوم اجتماعی به گروهی اتلاق میشود که دارای افکار یکسانی باشند و از همه مهمتر که دارای برخوردهای سیاسی یکسانی باشند، بعنوان مثال در مقوله ای چون انتخابات این طبقه از شخص خاصی دفاع کرده و به او رای میدهند. با همین تعریف میتوان دریافت که محرومین یک طبقه نیستند و مثالهای دیگری از این قبیل. در نتیجه تئوری های طبقاتی در جوامعی قابل اجرا هستند که دارای نظام طبقاتی باشند، جامعۀ ایرانی چه در زمان شاه و چه در زمان حال جامعه و نظامی طبقاتی نیست، نظام طبقاتی دارای احزاب قدرتمند است ، مجلس آن دارای فراکسیون است ، اصلا در دنیا مجلس بدون فراکسیون معنی ندارد . متاسفانه در ابتدای انقلاب بعضی از مفاهیم از کشورهای غربی گرفته شد ، اما بستر منطقی برای آنان آماده نشد که باعث شد این ساختارها نیز از مسیر اصلی خود خارج شوند.

در کشوری یا دموکراسی برقرار است یا نیست که اگر نباشد حکومت موجود در آن دیکتاتوری است، دموکراسی نیز تعاریف خاص خود را دارد ، دموکراسی یعنی انتخابات ، انتخابات یعنی احزاب آزاد، آزادی برای یک حزب به معنی داشتن رسانه ی اختصاصی و آزاد است که بتواند نظرات خود را به جامعه ابلاغ کند ، در این حالت است که افراد در جامعه حزب مورد نظر خود را براحتی انتخاب میکنند و کم کم تصمیمان سیاسی خود را بحزب خود میسپارند و با این ساختار نظام طبقاتی شکل میگیرد. اما بدون وجود احزاب شناسنامه دار و شناخته شده ، امکان حرکات باندی و ناشناس مهیا میشود که در نتیجه بعد از اینکه دورۀ حکومت این باند به پایان رسد کسی حاضر به پاسخگویی در برابر رفتارهای سیاسی این حزب نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *