ساعت ۵ صبح

ساعت ۵ صبح اولین بار توسط من و مسلم و علی به این خاطر ایجاد شد که ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شیم و بعد شد یک گروه توی وایبر و الان شده ساعتی که من هنوز بیدارم و دارم این پس رو میزارم.

اتفاقات جالبی داره میافته. مثه اینکه بعضی وقتا لازم باشه که ی دنده معکوس زد و برای این کار باید جرات داشت. دارم تصمیم میگیرم که به کرمان برم یعنی همون دنده معکوس تا دوباره سرعت بگیرم و بیام جلو.

نیاز دارم به جایی برم که قدرتمندتر باشم تا بتونم حرکت کنم. چند وقته که در حقیقت توقف نکرده ام اما برای کسی در حد و اندازه های من و باورهای من مثل ایستادن بوده. حالا .باید جایی رفت تا ایده هایی که داریم و رو خودم پیاده کنم.

چند وقت پیش بود که شرکتی که سرورای خارج از کشورمون رو ازش میگیریم به ما گفت که یک عس از خودتون در حالی که پاسپورتتون دستتونه برای ما بفرسیتن. خیلی تحقیر قشنگیه. (همین عکس بالا ) امروز داشتم توی این شهر شلوغ بی حساب کتاب با ۵۰ میلیون تومان پولی که میتونم با نصف این پول توی بهترین خونه کرمان بشینم دنبال خونه ای میگشتم توی آلوده ترین و شلوغترین و گرونترین منطقه تهران.

خنده داره اینکه بعضی وقتا حواسمون نیست داریم چی کار میکنیم.