خودشناسی

داشتم یه کتاب مینیمال از مینیمالها میخوندم، از یکیشون خوشم اومد، یکم تغییرش دادم و دوباره نوشتم.

—————————-

کلاس ریاضی.

دایره ای روی دفترم کشیدم.

دایره سرش را از دفتر بلند کرد، به تخته نگاهی انداخت و روی تخته را خواند:

دایره، مکان هندسی نقاطی است که فاصلۀ آنها از یک نقطه، به یک اندازه باشد.

دایره خیلی خوشحال بود. فکر میکرد خودش را شناخته. ولی ناگهان به خود گفت: اما من که اینجور چیزی نیستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *