حکایت

شخصی با دوستی گفت: پنجاه من گندم داشتم ، تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند. او گفت: من نیز پنجاه من گندم داشتم، تا موشان را خبر شد من تمام خورده بودم.

رسالۀ دلگشای عبید زاکانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *