ای بهاران! گر چنین آیی… نیا!

ای بهاران! غنچه هامان انتظارت میکشند
ساقه های زرد سبزه انتظارت میکشند

زیر صد من برف سرد ترس میلرزند، لیک…
ریشه هاشان زیر خاک همچون شجر قد میکشند

گل، چمن، باران، شکوفه، اینچنین…
کودکان روی بخار شیشه نقشت میکشند

**
ای بهاران! مادرم گوید زمستان رفتنی است
سایه های سرد تاریخی که گردن میکشند…

گویدم آمد بهار و لیک بعد از آن چه شد؟
باغبان فصل سرما را هم اول میکُشند

گرگها کردند بر تن جامۀ چوپانی و …
بره های گله را آهسته تک تک میکشند

بلبلی عزم سفر میکرد و سروی وعده دادش از بهار
بی خبر زانکه نوای شاد بلبل را سراسر میکشند

شعر، شاعر، عدل، عادل، مردی و مردانگی
باج گیران خران آخر بهار نوجوان را میکشند

**

ای بهاران! ای بهاران! گر چنین آیی… نیا
فصل سرما، زیر کرسی، چایی داغ حال میده




images