ایران ، آمریکا و مذاکره


یاد آن روزهایی که اگر سخن از رابطه با آمریکا را به زبان می آوردی در حکم کفر گفتن بود ، یاد آن روزهایی که مجلس ششم را به رابطه با آمریکا بصورت پنهانی محکوم میکردند و حال آنکه امروز خودشان بسیار راحت و بی دغدغه ازین رفتار دیپلماتیک دفاع میکنند. یاد آن روزی که رهبر جمهوری اسلامی ایران رابطه با آمریکا حتی در مورد عراق را نیز جایز نشمرد. اما امروز چه؟!!!

مخالف رابطه با آمریکا نیستم ، این مقدمه را تنها از این جهت یادآور شدم که بگویم که آن همه سخت گیریها از ترس مشکلات خارجی نبود ، بلکه تنها سنگ اندازی پیش پای دولتمردان داخلی بود ، بهر قیمتی که تمام شود.

شاید خیلیها بگویند که در شرم شیخ که اتفاقی نیافتاد ، اما باید بگویم که سخت در اشتباهید ! چند بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران سراغ دارید که ایران و آمریکا در سطح وزرای خارجه با هم سر میز بنشینند و با هم احوال پرسی کنند! یاد آن روزی که سید محمد خاتمی بعد از سخنرانی دلنشین خود در باب گفتگوی تمدنها در سازمان ملل مورد تشویق پر شور عموم قرار گرفت و هنگام بازگشت به جایگاه خود ، هنگامی که کلینتون به او نزدیک شد و تمایل خود را به دست دادن با دکتر خاتمی نشان داد ، وی از ترس مخالفان داخلی از این کار امتناع کرد و امروز خود نیز از این عمل پشیمان است. پس اتفاقی که در شرم شیخ افتاد نه تنها حرکتی کوچک نبود بلکه جهشی در روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا بود. همان نشست باعث شد که امروز براحتی خبر مذاکره در هفت خرداد را میدهند. بدون هیچ واهمه و هیچ نگرانی ای. اینجاست که میتوان پی برد ، حاکمیت یکدست همیشه هم بد نیست، همه خودی هستند ، نه کسی میگوید بد است ، علاوه بر آن تایید هم میکنند.

امیدوارم که بخیر و خوشی بپایان برسد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *