انقلاب دموکراتیک

انقلاب دموکراتیک

مملکت این روزها حسابی به هم ریخته. خیابانها شلوغترین وضعیت خود را پس از انقلاب ۵۷ دارند. شاید اکنون برای ناظران این مسائل جدی جلوه نکند اما مسلم و واضح است که در تاریخ ایران این روزها ثبت میشوند. به خاطر دارم که سال گذشته فردی میگفت ایران هر ۳۰ سال به شکلی جدی وارد عرصۀ تغییر میشود. امروز این تغییر و این حادثه در کشور قابل مشاهده است. شاید ۳۰ سال پیش لازم بود مردم در خیابانها انقلاب کنند تا نشان دهند که چه چیزی را دوست دارند و البته نتوانستند به خوبی نشان دهند که چه چیز را دوست دارند اما امروز مردم باید به پای صندوق رای بیایند و نشان بدهند که کدام رویه در ادارۀ کشور را انتخاب میکنند. می گویند در انقلاب ۵۷ همه در صحنه بودند، یعنی همۀ گروهها و عقیده ها در جبهه ای میجنگیدند و امروز نیز همان شرایط را مشاهده میکنیم. گروههایی که چند دهه به نشان مخالفت در انتخابات شرکت نمیکردند امسال به پای صندوق رای که همان صحنۀ مبارزه هست می آیند، از محسن سازگارا و نوری زاده بگیر تا نهضت آزادی و تحکیم وحدت و حزب کردهای کوموله. اینها نشان از یک انقلاب خاموش است. زمانی است که مانند دیروز ۵۷ همه احساس خطر کرده اند. شاید آن زمان لازم بود تا با کوکتل مولوتف و سنگ و تفنگ به خیابانها بیایی، اما امروز باید با خودکاری که رنگش نپرد و بدون پارچه ای رنگی به پای صندوق رای بروی. دیروز باید مراقب جان خودت بودی اما امروز باید مراقب جان صندوقهای رای باشی. به نظر میرسد انقلاب امروز انقلابی فرهنگی باشد تا انقلابی بر سر قدرت سیاسی . انقلاب و جدال اخلاق با بی اخلاقی است. امروز فردی مانند هاشمی که همیشه پشت صحنه فعالیت میکرد، انیچنین مانند انقلاب روی کار آمده. این روزها تجمعاتی مانند راهپیمایی های اول انقلاب در خیابانها بدون مجوز در حال برگزاری است . این روزها مانند همان روزها تمام توان دولت در مقابل خواست مردم قرار گرفته.

 
 

این روزها هم شادم و هم ناراحت! از این شادم که مردم زیادی پیدا شده اند که می دانند باید به چه کسی رای ندهند.خوشحالم که در رسانۀ ملی آنچنان باز شده که نام بزرگانی برده می شود و مطالبی گفته می شود که گفتن آنها به این آسانی ممکن نبود. بعد از اینکه فردی مانند احمدی نژاد به آسانی در تلویزیون صحبت میکند حرفهایی در مخالفت با یک قطب نظام میزند نشان میدهد که کشور ما ظرفیت گفته شدن این حرفها را پیدا کرده است. ناراحتم از اینکه دروغ گویی دراین کشور بسیار آسان و بی هزینه شده. احمدی نژاد نمونه ای از ا ین مملکت است و نشانی از یک فرهنگ است که در ایران جا افتاده است. احمدی نژاد نمایندۀ گروهی است که دروغ را بد نمی دانند، کسانی که برای رسیدن قدرت از هر روشی استفاده میکنند. احمدی نژاد نماد تغییرات جدی فرهنگی در کشور است و امروز که همگان او را به نام دروغگو می شناسند اگر رئیس جمهور شود معنایش این است که در ایران برای آنکه سری در سرها داشته باشی باید دروغ بگویی باید آبروریزی کنی. ناراحتم برای ایران! روزی به ادب و اخلاق شهره بود و امروز آنچنان شده که فرد اول مملکت که با رای مردم انتخاب می شود اسباب دروغ و تهمت و خرافه پرستی و عوام فریبی را برای ادارۀ مملکت و زندگی اش انتخاب کرده است. ناراحتم که در همۀ دنیا گروهی شروع به مخالفت با سیستم قبلی می کنند که به دنبال اصلاح و درست کردن سیستم هستند اما در شرایط فعلی گروهی برای خرابتر کردن اوضاع شروع به انقلاب کرده اند.

امروز شاهد بهترین نوع انقلاب در ایران هستیم، مردم به شکل جدی تاثیر گذار در جریان این انقلاب هستند. آنچه امروز شاهد آنیم حضور حداکثری مردم در انتخابات است و این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند کدام رویه را انتخاب میکنند. این انقلاب بزرگی است که در آرامترین حالت خود در حال شکل گیری است. تنها ترس در این میان تقلب گروه حاکم است و تنها چیزی که می تواند جلوی آن را بگیرد حضور همۀ مردم در انتخابات است. دست متقلبین با این حضور از پشت بسته خواهد شد.

مسلما درصورت تقلب این کشور آرام نخواهد بود. این مردم پاسخ تفلب کنندگان را خواهند داد و این خیابانهای شلوغ نشان از آینده ای پر سر و صداست.