یادداشتی بر کتاب جز از کل

جز از کل
از بین عکسهای توی اینترنت این عکس رو انتخاب کردم

قبلا هم گفته بود که به خاطر ترجمه روانی که با خواندن کار اتحادیه ابلهان از پیمان خاکسار دیدم تصمیم گرفتم که شروع کنم به خواندن آثاری که ترجمه کرده بود. بعد از اتحادیه ابلهان یک راست رفتم سراغ جز‌ء از کل. کتابی زیبا و دیوانه‌وار از استیو تولتز. از همان اول مشخص بود که با کتابی عجیب روبرو خواهیم بود. کتاب تقریبا ۷۰۰ صفحه بود و فکر نمی‌کردم که بتوانم ظرف یک ماه تمامش کنم اما در کمال تعجب دیدم که کمتر از یک ماه طول کشید تا این کتاب شیرین تمام شود.

کتاب داستان مشخصی و معمولی‌ای داشت، روایت که راوی آن در جاهای مختلف عوض می‌شد و توالی زمانی آن هم گاهی بهم می‌خورد اما نهایتا چیز عجیبی نبود. خود داستان و روایت هم شامل اتفاقات غریب و متفاوتی نبود. اما آنچه این کتاب را کاملا متمایز می‌کرد شخصیت‌های جالب و دوست داشتنی کتاب بوند. شخصیت‌هایی با تفکراتی عجیب. نویسنده به خوبی توانسته بود عمق شخصیت این افراد را به نمایش بگذارد و آدم بجای اینکه منتظر باشد تا ببیند داستان به کدام سمت می‌رود منتظر این بود که ببیند این شخصیت به چه چیز فکر خواهد کرد و چگونه مسائل را تحلیل می‌کند. زندگی در ذهن این شخصیت‌ها بود که کتاب را لذتبخشی می‌کرد.

یکی از مشکلات اصلی من با تمام شدن این کتاب این بود که چقدر حیف! دیالوگها و بخشهای قشنگی از کتاب رو که می‌تونستم گوشه‌ای برای خودم بنویسم از دست دادم. و حسرت این رو می‌خورم که باید یک بار دیگه این کتاب رو بخونم. امیدوارم که فرصت شود و من دوباره این کتاب را بخوانم.