چسب

هادی وارد اتاق میشود: سلام، من چسب میخوام.

من : خوب بخواه.

هادی: دستتون درد نکنه بابت چسب.

اول مهر ۸۸

نظر

نگاهم به نگاهی افتاد، دلم ریخت

—-

دیروز ، طالقانی. در حالیکه از بسته بودن گارانتی شاکی شاکی بودم.