کودکان دیندار

این مطلب مربوط به نه سال پیش بوده که در لای نوشته‌ها جامانده منتشر نشده. ۹ سال پیش یعنی سال ۸۴. گفتم بماند برای آیندگان

————————

سکانس اول:

من داخل ماشین کنار پدرم نشسته ام و دختر کوچک عمویم که ۵ سال بیشتر ندارد همراه ماست. دختر کوچک عمویم سنگ تزئینی ای که به آینۀ جلوی ماشین آویز بودن را با دست نشان داد و گفت عمو این رو بخون. پدر شروع می کند و به عربی آیه هایی را که روی این سنگ نوشته بود می خواند. و او خوب گوش می کند.

سکانس دوم:

باز هم داخل ماشین هستیم و دختر عمویم هم با ماست، مادرم در حال خواندن دعاهای معمول سفر است. صدای سوت زدنی که هنگام خواندن این دعاها به گوش میرسد نظر ما را که بارها این صحنه را دیده ایم به خود جلب میکند چه برسد به یک بچۀ ۵ ساله که منتظر همین اتفاقات عجیب است. ناگهان او را دیدم که شروع کرده به فیس فیس کردن بدون اینکه بداند برای چه دارد این کار را میکند.

سکانس سوم:

در خانۀ عمو ، عمو دخترش را صدا زد و به او گفت دخترم سورۀ حمد را برای عمو ( پدر من) بخوان و او شروع کرد با صدای زیبا و دوست داشتنی اش این سوره را خواند. بعد از او خواست که سوره ای دیگر را بخواند، دخترعمو هم غلط و غولوط یک سری کلمات عربی را بلغور کرد و همه برایش دست زدند.

سکانس چهارم:

دختر کوچک عمویم پارچه ای را که شبیه چادر نماز است به سر کرده و میخواهد نماز بخواند. پشت سر مادرش خم و راست میشود و سرش را بر زمین میگذارد ، بعد نگاهی به من میکند و میخندد.

همه این صحنه ها را مطمئنم که همۀ ما بارها این طرف و آن طرف دیده ایم. اما آیا هیچگاه به این فکر کرده ایم که ما هم روزی چنین بودیم. آیا فکر کرده اید که همۀ کودکان ایران اینگونه اند. آیا فکر کرده اید که اگر به کودکی بگویند قرآن، میتواند سورۀ حمد را به عربی بخواند بودن آنکه بداند چه میگوید؟! چه برسد به اینکه بداند اینها را چه کسی گفته . آیا تا به حال دیده اید پدری را که ترجمۀ سوره ای را برای کودکش بخواند. شاید جواب دهید که ترجمه ها که برای او نامفهومند، آیا خود آیه های عربی نامفهومتر از کلمات فارسی برای یک کودک نیستند. واقعا شروع آشنایی ما با دین چه گونه است؟!

واقعا مشکل کجاست؟ چرا زمانی که اکثر پدران و مادران میخواهند از دین برای کودکانشان سخن بگویند چند جملۀ عربی برای او میخوانند و خم و راست شدن به او می آموزند.به نظر می رسد که دلیل این مشکل کاملا واضح باشد. شما هر آنچه را که از دین آموخته باشید و به آن اعتقاد راسخ داشته باشید و آنچه را که به عنوان دین میشناسید هنگام آموزش به دیگران نیز آموزش میدهید. وقتی که ما به صورت روزمره تنها زمانی یاد خدا می افتیم که اقامۀ نماز میکنیم و نماز را هم با زبانی عربی میخوانیم، بسیار طبیعی است که هنگام آموزش دین به کودکان سعی میکنیم که آنها هر چه سریعتر سورۀ حمد را حفظ کنند بدون آنکه بدانند در حال انجام چه کاری هستند. ما تنها در گیر این ظواهریم و این اعمال و ظاهرسازی ها هستند که جای تعریف خدا را برای ما گرفته اند و چون سخن از خدا به میان می آید سریعا نماز و چند کلمۀ عربی در ذهن ما جرقه می زند. کودک بی تقصیر ما نیز همین کارها و همین آموزه ها را میبیند و خدایش میشود نماز خم و راست و چند کلمۀ عربی بدون آنکه بداند خدا چیست و دین چیست.

نکتۀ دیگری که اینجا مهم به نظر می آید، عدم توجه جدی به امر آموزش است. مهمترین آموزش، آموزش به کودکانی است که بیشترین توانایی در جذب این مفاهیم را دارند، عدم دقت کافی و توجه لازم به این امر باعث این غفلت میشود ، واقعا چرا باید هنگامیکه از ما سوال میکنند روی این سنگ چه نوشته به زبان عربی آن را برایش بخوانیم و اصلا به این نیاندیشیم که او نمیداند ما چه میگوییم. نوشته های ناخوانای آن سنگ برای کودک همانقدر نامفهومند که آن واژه های عربی قرائت شده توسط ما. از خود نمی پرسیم که آیا فهمید چه گفتیم. آموزشی که به دنبال فهماندن نباشد چگونه آموزشی است. آیا میتوان نام آموزش را بر او گذاشت. ما بهترین موقعیت های آموزش را به سادگی از دست می دهیم. زمانی آموزش تاثیرگذار است و یادگیری صورت می پذیرد که دانش آموز خود خواهان یادگیری باشد و با پرسش جلو آید. این نقطه بهترین فضا را برای آموزش به وجود می آورد. کودکی که همیشه در حال سوال پرسیدن است آیا نمی توان نام آن را دانش آموزترین و دانش جوترین نهاد. اما چه ساده این فرصتها را از دست می دهیم.

نمیدانم روزی که پدرم برای اولین بار سورۀ حمد قرآن را برای من میخواند اگر ترجمۀ آن را خوانده بود من امروز چه دیدگاهی نسبت دین داشتم. آیا خدای من همین خدا بود و آیا نماز خواندن من همین نماز خواندن امروز من بود؟ آیا اخلاق من همین اخلاق بود آیا امروز هم به همین راحتی در برابر کوچکترین حمله از طرف منتقدین دینم کله پا میشدم؟ اما آنچه که نسبت آن یقین دارم این است که هرچه بود از این چه که هست بهتر و متعالی تر بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *