چه کنم؟

مانده ام پشت دوراهی هله یاران چه کنم؟

حال من رو به خرابی، هله یاران چه کنم؟

**

 

به یکی راه دوصد باغ گل و نسترن است

لیک مرغان به قفس اندر و نالان، چه کنم؟

باغ و بستان همه سبز است، ولی میوۀ آن

تلخ چون زهرهلاهل، زرد و بی جان، چه کنم؟

مردم از آب شنیدند یکی افسانه

شده گندآب چو شربت، همه عطشان، چه کنم؟

بلبل آواز نخواند مگر آهنگ غمین

شده موسیقی من نعرۀ زاغان چه کنم؟

باغبان داس زند بر کمر یاس و منم

خفته در بستر و غافل ز کناران چه کنم؟

2rahi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *