نه سال و سه ماه

واقعا نه سال و سه ماه از اولین روزی که به تهران برای زندگی اومدم میگذره اون همیشه بوده. ۲۸ سال زندگی کردم و ۹ سال که میشه ۳۰ درصد زندگیم رو بوده.

مردی جالب. مردی عجیب. مردی دوست داشتنی. بعضی وقتها حرص آدم را هم در می آورد ولی وقتی در خلوت خودت فقط لحظه ای کوتاه به اون فکر میکنی دلت تنگ میشود برایش با اینکه هنوز هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *