مقایسه

­

مسابقات جام رمضان همه ساله در دانشگاه برگزار میشود و حاشیه ­های جالبی دارد که دیدن آنها به ندیدنشان می­ارزد. مناسبتی که برای این مسابقات انتخاب شده ، اخلاق خاصی را از طرف شرکت کنندگان آن میطلبد که متاسفانه خیلی اوقات ، خیلیها از آن غافل میشوند، مقصودم از نگارش این مطلب درس اخلاق دادن نیست که کار من نیز نیست، اما با دیدن عکس العمل مسئولین در برابر بعضی از صحنه­ها انسان انگشت به دهان می ماند که نگاه آنها نسبت به دانشجو چگونه است؟!!

در یکی از مسابقات جام رمضان ناگهان در میان بازیکنان دو تیم معرکه­ای در گرفت و بازیکنان به جان هم افتادند، نمیدانم اگر یک نفر از بیرون در حال دیدن این صحنه­ها بود با خودش چه فکر میکرد. آنچنان الفاظ زشتی را با زبان بلند نثار تیم مقابل میکردند که تصور میکردی در میان بی­ادبترین قشر جامعه در حال زندگی هستی، اما در این میان عکس العمل مامورین حراست و برگزارکنندگان مسابقه بسیار جالب بود، آنچنان عادی با این قضیه برخورد میکردند که انگار اتفاقی نیافتاده­است.

این قسمت از داستان را داشته­باشید تا حکایتی دیگر برایتان نقل کنم، شبی دیگر از شبهای برگزاری مسابقات ، برخی از بازیکنان یک تیم که زمان بازی آنها آخرین بازی آن شب بود ، یعنی ساعت ۱۱، با لباسهای ورزشیشان وارد سالن شدند و در قسمت تماشاگران نشستند. در همین لحظات بود که مامورین با توجیهات جالبی از این قبیل که دختران امکان دارد به سالن بیایند یا اینکه با لباس ورزشی (شرت فوتبالی) نباید در محیط دانشگاه برود با آنها برخورد جدی ای کردند و تا جایی پیش رفتند که میخواستند این دوستان را به حراست ببرند. نمیدانم به زبان آوردن آن الفاظ زشت با صدای بلند عملی قبیحتر بود یا پوشیدن لباس ورزشی در ساعتی که امکان حضور خانمها در سالن ورزشی را میتوان به یقین صفر دانست.

با مقایسه­ای اندک میان عکس العمل دست اندرکاران دانشگاه نسبت به اتفاقاتی شبیه به آنچه ذکر شد و برخوردشان با فعالین سیاسی چه تنیجه­ای میتوان گرفت. آیا ماحصل این مقایسه چیز مبارکی است؟

به زندان افکندن این دانشجویان تنها به این جرم که نسبت به آنچه بر سرشان می­آید بی­تفاوت نیستند و به سادگی گذشتن از کنار دانشجویانی که در ملاء عام و در مراسمی به نام ماه مبارک رمضان از بیان کردن هیچ سخن ناروایی دریغ نمی­کنند ، انگشت تاکیدی بر این واقعیت است که دفاع از دین که این روزها نقل مجلس و گل کلام سردمداران ماست ، تنها در حد یک حرف است و بس ! در مقام عمل آنچه رخ می­دهد کاملا برعکس است و صدایی از کسی در نمی­آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *