مرگ و خدا

دیشب انگار که گوسالۀ مصنوع به دنیا آمد.

من در اندیشۀ آن روزم که 1246349380
آدمیزاد یکی آدم چون خود سازد….
آن زمان است که خواهم پرسید:

پس خدا کیست که گویند دهد جان به کسان!

من در اندیشۀ آن روزم که،
آدمی،
مرده را زنده کند………

می اندیشم مردمان آن عصر
چه کسی را خدا پندارند…..

من اندیشۀ آن روزم که
آدم از مرگ خلاصی یابد

و بدانیم اگر مرگ نبود……………

9 دیدگاه برای “مرگ و خدا”

  1. سلام دوست من وبلاگ خوبیه ولی باید بیشتر تلاش کنی تاپربارتر شود شعرات خیلی نیاز به تصحیح داره اگه خاستی برات تصحیحشان می کنم .

  2. @مهسا:
    فکر میکنم اگر شاعر بودی سعی در تصحیح شعر بقیه نمیکردی. مسلما خوشحال میشم اگر کسی شعرم را تصحیح کند ولی خوب قرار نیست از چیزی که تصحیح شده خوشم بیاد.

    @فرشته:
    خیلی خوشحال شدم از این که نظر دادی. اگر منظورت از مزخرف بودن از لحاظ ادبیه که باید عرض کنم شاید حق با شما باشه. اما از نظر محتوی برمیگرده به نظرات افراد که او رو کاریش نمیشه کرد.

پاسخ دادن به مهسا لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *