عدالت


نمیدانم تا کی میتوانند دم از عدالت بزنند و خود را مدافع حقوق مردم بدانند ، اما آنگاه که زمان عمل میرسد چشم بر حقایق ببندیم و روابط را بر حقیقت ترجیه دهیم. از سوی دیگر نمیدانم مردم ایران تا کی میخواهند چشم بر این بیعدالتی ببندد و راه را برای این قوم آسان کنند.

نمیدانم چقدر از قتلهای محفلی کرمان با خبر هستید، این قتلها که توسط گروهی از جوانان وابسطه به یکی از معتمدین محل در کرمان انجام میشد، تا چند سال پیش نقل تمام محافل قضایی بود، پروندۀ مشکوکی بود ، هر روز سخن از تبرئه به گوش میرسید و روز بعد تکذیب میشد. قضیه از این قرار بود که این جوانان هر دختر و پسری را که با هم میدیدند به طرز خاصی میدزدیدند، بعد برای کشتن آنها از همان معتمد محل درخواست استخاره ای میکردند و آنان را بنظر خودشان با احکام اسلامی به قنل میرساندند. جالب آنکه در این قتلها اکثر زوجهایی که ربوده شده اند ، زن و شوهر بوده اند. خانواده های بعضی از آنها توسط نیروهای پشت پرده(!) خریده شده اند یا بنحوی رضایت دادند ، اما آنان که از شجاعت بیشتری برخوردار بودند ماجرا را پیگیری کردند . اما ارتباط این باند با یکی از آخوندهای بلند مرتبۀ مملکت (که اسمشو بهتره نیارم ) باعث شده که هنوز زنده بمونن، و جالب آنکه این روزها دوباره سخن از تبرئۀ آنان بگوش میرسد.

کجاست علی که ببیند به نام او و عدالت او چه سرها که زیر آب نمیکنند و چه جانیان که نام حزب الله بر خود نمیگذارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *