شهد مشهد

این یادداشت در راستای سفر اخیر من به مشهد نوشته شده و عنوان نوشته (شهد مشهد) هیچ توجیهی ندارد جز اینکه عبارت جالبی است. یعنی واژه شهد هیچ ارتباطی با مشهد و این سفر ندارد و صرفا با توجه به اینکه شکل جالبی داشت،‌استفاده شد.

اولین تجربه سفر با ترنج

سفر مشهد اولین تجربه سفر با فرزند خودم بود. البته قبلا هم با ترنج به سفر رفته بودم ولی اینبار ترنج مقداری هوش به دنیا می‌دهد و می‌توانست چیزی را طلب کند و برای رسیدن به چیزی اصرار بورزد. ترنج به نوبه خودش واقعا در دسته کودکان بی آزار میگیرد، ازین جهت که خیلی گیر سه پیچ نمی‌دهد ، میزان گریه کردن‌های بی دلیلش کم است و کلا بیشتر اهل شادی و خنده است تا اذیت و آزار. در هتل، ترنج برای خودش تفریحاتی داشت که خیلی با تفریحات ما همخوانی نداشت، مثلا جذابترین موضوع برای ترنج مجسمه چند اسب بود که سر و تنه اسب داشتند و انتهایشان ماهی بود و به هم تنیده بودند. البته این جزئیات به نظرم به چشم ترنج نمی‌آمد. چون فقط این سرشان بود که برای ترنج مهم بود. نکته بعدی هم چهار پله لابی هتل بوند که شاید ترنج بیش از ۵۰ بار از آنها بالا رفت و پایین آمد ( البته با کمک من یا نادیا). دستاورد بعدی ترنج هم در حرم امام رضا بود،‌در طبقه پایین که خودش را مواجه با یک میدان وسیع می‌دید و شوق عجیبی در وجودش وجود نمایان می‌شد.

منِ نژادپرست و اعراب در مشهد

حضور پر رنگ اعراب در خیابان‌ها و حرم و بازار و هتل و رستوران و خلاصه همه جا، مهمترین چیزی بود که در مشهد نظر من را به خودش جلب می‌کرد. مغازه‌دار دیگر همه‌شان بخوبی مقداری عربی یاد گرفته بوند که بتوانند با عرب‌ها ارتباط برقرار کنند و همینطور خادمین امام رضا. این حضور این قدر پر رنگ بود که در حرم امام رضا بعد از نماز ظهر، خطبه کاملا به زبان عربی خوانده شد. عرب‌ها خیلی سعی می‌کردند با ما ارتباط برقرار کنند و در چند مورد به ترنج علاقه نشان دادند و با صدایی که از ته حلق در می آمد ماشالله گفتند

این حضور پر رنگ و چشمگیر عربها بشدت مرا اذیت می‌کردند. احساس می‌کردم فضا را برای ما تنگ کرده‌اند. حضورشان را ‌نمی‌توانستم تحمل کنم. احساس پسرفت،‌احساس عدم امنیت،‌احساس معاشرت با انسانهایی که از تو پست‌تر هستند و چیزهایی شبیه به این. فکر می‌کردم که بعد از حمله اعراب به مشهد آمده‌ام و آنها شهر و حرم مار تسخیر کرده‌اند. تقریبا می‌توانستم درک کنه که  در گذشته که اقوام مختلف به کشورها حمله می‌کردندو شهرها را می‌گرفتند، ساکنین این شهرها چه حس منزجرکننده‌ای می‌توانستند داشته باشند.  اما نه جنگی شده بود و نه حمله‌ای. وقتی به این احساسات فکر می‌کردم،‌ خودم را سرزنش می‌کردم. چرا باید اینگونه باشم؟ مگر این‌ها چه فرقی با ما دارند؟ آیا این حس من دقیقا همان نژادپرستی نیست؟ آیا اگر به جای  اعراب، اینجا پر از اروپایی هم بود همینقدر ناراحت بودم؟ مسلما نه! از اینکه یک نژادپرست هستم حالم بد شد،‌اما این واقعیتی بود که وجود داشت.

تنها موضوعی که باعث می‌شد حضور آنها را مثبت بدانم این بود که می‌آیند و پولهایشان را اینجا خرج می‌کنند که  اصلا دلیل قانع‌کننده‌ای نبود تا بتوانم حضورشان را تحمل کنم. ضمن اینکه فکر می‌کردم این پولها همان پولهاییست که ماداریم در عراق هزینه می‌کنیم و به کربلا و نجف می ‌رویم. احساس می‌کردم اینها آمده‌اند و حرم ما را از ما گرفته‌اند. آیا وقتی که ما هم به کشورهای آن‌ها می‌رویم همین حس را دارند. فکر نکنم؟!!

چرابه مشهد سفر کنیم؟

این سفر هزینه‌های گزافی برای من به بار داشت که باعث می‌شود این نتیجه را با خواننده به اشتراک بگذارم که سفر به مشهد تنها باید با هدف زیارت باشد و اگر به صورت گروهی انجام شود برای پارک آبی رفتن هم شاید بد نباشد. به راحتی می توانم بگویم که مشهد چیزی برای دیدن ندارد که در شهر خودتان نیست.

دیدن چهره‌های شاخص از دور

در این سفر چند چهره شناخته شده را هم دیدم که اولیش برادر هاشمی رفسنجانی بود . توی خیابان کنار حرم زمانی که از ماشین پیاده شد دیدمشان. خیلی پیرتر و شکسته‌تر از آن چیزی بود که در رسانه‌‌ها دیده بودم. قد کوتاهش هم اصلا بهش نمی‌آمد. شرط هم استانی بودن شاید این بود که بروم و یک سلامی عرض بکنم اما وقتی نگاهش کردم احساس کردم خیلی خسته تر از اونیه که بتونه جواب سلامم رو بده.

توی هتل موقع صبحانه دیدم که چند جوان دور و بر یک پیرمرد ایستاده‌اند،‌ خوب که دقیق شدم شناختمش. آقای غرضی کاندیدای جذاب و شیرین دور قبل ریاست جمهوری بود که با نکات نغزش در خاطرمان مانده مخصوصا آن بمب‌های همه‌کس‌کش. اخمهایش در هم بود و داشت خیلی جدی صحبت می‌کرد. داشتم از دور نگاهش می‌کردم که یکی از حضار جوان در کنارش نگاهی به من کرد و خنده مرموزی زد. فکر کنم منظورش را فهمیدم. مزاحم لذت بردن این جوانان غیور نشدم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *