زندان واژه ها

کاش هر آنچه میگذرد در دل؛ کلمه میشد بر کاغذ

کاش هر آنچه فریاد میزنیم در خود، نهان از دیگران؛ واژه میشد بر لبان

کاش آنچه را که چشمان گواهی میدهند به یک نگاه؛ ثبت میکردیم با بر دفتر روزگار

اما صد افسوس که یک نظر را نه به یک قلم که با تمام قلمها نمیتوان نگاشت، نه به یک دهان که به زبان آمدگان و رفتگان هم نمی آید.

من مانده ام در زندان واژه ها

یک دیدگاه برای “زندان واژه ها”

  1. اما گاهی لازم است حرمت حرف ها با جاری کردن آنها بر زبان شکسته نشود
    گاهی خوب است نگاه ها در همان نگاه ها خلاصه شود که اگر ثبت شود بر دفتر روزگار، بسیاری خواندن آن بر نمی تابند. ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *