اشک پدر

به نام حضرت دوست

بهار امسال سفر سه روزه ای به سمت مناطق جنگی ایران داشتیم. میلی برای رفتن به این سفر نداشتم ، اما بخاطر تمایل پدر و مادرم لاجرم پذیرفتم. چیزهای جدیدی ندیدم و مناطق جنگی نیز در من حس خاصی ایجاد نمیکرد. اما در این سفر صحنه ای را دیدم که تا بحال ندیده بودم. اشک و گریۀ پدرم ! آری تا به امروز که ۲۰ سال از خداوند عمر گرفته ام هنوز اشک و گریستن پدرم را ندیده بودم . اما روزی که به منطقۀ هویزه رفته بودیم ناگهان چشمم به پدرم افتاد که روی خاکریزی نشسته و اشک میریزد ، حتی صدای گریۀ او را میشنیدم ، درست نمیدانستم برای چه گریه میکند ، آیا یاد خاطرات جنگ افتاده؟ که اگر این چنین باشد نمیتوانم او را درک کنم . آیا بیاد برادر شهید خود افتاده؟ و هزاران آیای دیگر … نمیدانستم در آن لحظه باید چه کنم ؟ آیا باید به او دلداری دهم یا بگذارم در خلوت خودش باشد؟! را دوم را انتخاب کردم و تنها به گریه کردن او نگاه کردم. و قتی که بهتر به اطراف خودم نگریستم دیدم که مانند پدر من در این مکان بسیارند ، البته مانند من هم کم نبود. این چه فاصله ای است که میان نسل اول و دوم افتاده و چگونه میتوان این فاصله را کم کرد؟! یا از این فاصلۀ ایجاد شده بهترین استفاده را کرد؟ اصلا نمیدانم درست کردن چنین مکانهایی که این تضادها را برجسته کنند لازم است یا نه؟

در این سفر نکات جالبی برای من بود ، مثلا در هنگام رسیدن به اهواز و آبادان هنگامی که نگاهم به چاههای نفت اهواز و پالایشگاه آبادان افتاد بیاد بزرگترین مرد عرصۀ سیاست ایران ، دکتر مصدق ، می افتادم ، مضاف بر اینکه در این سفر داشتم کتابی را میخواندم که شرح دفاعیات این آزاد مرد را در دادگاه نوشته بود .

نکتۀ جالب دیگر !! در آبادان یک تابلو تبلیغاتی نظر من را به خودش جلب کرد . روی آن نوشته بود که آغاز بکار پروژه گاز رسانی به آبادان ، تیر ۱۳۸۴ !!! واقعا آیا این حق مطلب است ؟ شهری که اولین پالایشگاه نفت ایران در آن قرار دارد به عنوان آخرین سرزمینهای ایرانی باید از این نعمت برخوردار شود؟!!!

صحنه های بیاد ماندنی این سفر هم اشک پدر، نخلهای سوخته، دیوارهای سوراخ سوراخ آبادان و خرمشهر و رود اروند بودند.

یک نکتۀ جالب دیگر هم که از نظر جا ماند ، نمرۀ انظباط دکتر چمران(نمیدانم در چه سالی از تحصیل) شده بود ۱۴ . البته تژدیدی وی از درس انشاء در همان سال هم جالب بود . قابل توجه آنکه بعضی از کارنامه های ایشان در موزۀ واقع در محل شهادتشان حاضر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *